رئيس اتحاديه باشگاههاي ايران در مقالهاي بازديد نمايندگان کنفدراسيون فوتبال آسيا از باشگاههاي ايران را مورد ارزيابي قرار داده است.
عزيز الله محمدي رئيس اتحاديه باشگاههاي کشور مقاله اي در مورد کسب سهميههاي آسيايي در ليگ قهرمانان آسيا نوشته است. در مقاله محمدي آمده است:
کسب 3 سهميه مستقيم و يک سهميه در مرحله دوم حذفي ليگ قهرمانان آسيا و رسيدن به امتياز 813.5 در مقايسه با عملکرد سال گذشته ليگ برتر ايران و فدراسيون فوتبال در شرايط عادي و با داوري منصفانه ميتواند يک موفقيت بزرگ تلقي شود.
در حالي که در اولين سال امتياز بندي ليگ قهرمانان آسيا در سال 2009، ليگ ايران موفق شد از سقف 500 امتياز ممکن به 340 امتياز يعني 68 درصد امتيازات ممکن و 4 سهميه دست يابد، در سال 2010 از سقف 800 امتياز به 598 امتياز که حدود 74 درصد امتيازات است رسيد که باز 4 سهميه را به باشگاههاي ايران اختصاص داد اما در سال گذشته با توجه به ايرادات وارده به مدارک و اسناد ارائه شده به AFC در دو بخش رسانهها و باشگاهها، امتياز ايران به 593 کاهش يافت که اين کاهش امتياز نسبت به سال قبل با اعمال مجازات نيز روبرو شده و تنها سهميه 2+2 را به ايران ارزاني داشت که جايگاه ايران را به رتبه هشتم آسيا تنزل داد که به نوعي عقبگردي محسوس تلقي ميشد.
فدراسيون فوتبال در اوج درگيريهاي دروني و بيروني خود با بهرهگيري از دانش و تجربه اتحاديه فوتبال که در تدوين مقررات حرفهاي سازي نقشي اساسي ايفا کرده بود و 14 باشگاه ليگ برتري در خصوص حرفهاي سازي و تهيه مدارک و مستندات با اتحاديه همکاري داشتند، کوشيد که با تلاشي جمعي از سقوط بيشتر جايگاه ايران جلوگيري کند.
با بررسي آمار ارائه شده از سوي AFC که در زير بيان ميشود ميتوان گفت که در اين راه نيز موفق بوده و پيشي گرفتن از امارات، ازبکستان و چين و رسيدن به رتبه پنجم آسيا و کسب 81.3 درصد امتيازات ممکن، با هر معياري يک موفقيت بزرگ است که در هياهوي معمول فوتبال ما گم شده و ارزش واقعي آن آشکار نشده است.
از نکات جالب توجه اين آمار ، از يک سو پيشي گرفتن ايران از کشورهاي امارات، چين و ازبکستان و نزديک شدن به قطر و عربستان است که ميتواند اميدوار کننده باشد و از سويي فاصله بعيدي است که با کشورهاي ژاپن و کره جنوبي ايجاد شده که رسيدن به سطح اول فوتبال آسيا در آينده نزديک را غير ممکن ميسازد. از طرفي براي اولين بار ايران توانسته مدارک خود را کامل و بدون نقص به AFC ارائه کند، امري که با توجه به سهلانگاريهاي رايج در باشگاههاي ايران که حتي به 3 اخطاره بودن بازيکنان خود توجه نميکنند نيز تا حد زيادي موجب خوشحالي است.
بايد در نظر داشت که هر گونه ايراد در مدارک موجب 30 نمره جريمه و کسر امتياز شده و تعداد ايرادات کشورهايي مانند استراليا، ويتنام، هند و اردن قابل توجه است.
در ارزيابي فدراسيون فوتبال در موضوع حرفهاي سازي بايد اذعان داشت که سازمان ليگ برتر و به تبع آن فدراسيون فوتبال به بهترين نحو ممکن عمل کرده و تمام قوانين و مقررات را قبل از مهلت تعيين شده از سوي AFC در ارديبهشت ماه 1390 جهت تصويب آماده کرده بودند و بدين ترتيب ايران جزء 8 کشور آسيايي بود که توانست به موقع مدارک خود را تحويل دهد کاري که کره جنوبي و چين با يک سال تاخير توانستند انجام دهند و کشورهايي مانند کويت، عراق و بحرين تاکنون نتوانستهاند. اين مقررات با کمترين ايراد ممکن به تصويب نهايي AFC رسيد و حجم کار انجام شده بسيار وسيع بود.
سازمان ليگ با اتخاذ تصميمي مهم که ميتواند تأثير بسيار مهمي بر آينده فوتبال ايران داشته باشد اعمال مقررات حرفهاي را به تمام تيمهاي ليگ برتر تعميم داد هر چند که ميتوانست آن را تنها محدود به تيمهاي شرکت کننده در مسابقات ليگ قهرماني آسيا کند. اگر به تيمهاي ايراني شرکت کننده در مسابقههاي آسيايي دقت کنيم درمييابيم که لازمه حضور در اين مسابقات رسيدن به حداقل معيارهاي لازم در امر سازماندهي است که به نوعي باعث ارتقاي سطح کيفي باشگاه خواهد شد، امري که در دو باشگاه اصفهاني سپاهان و ذوبآهن به خوبي مشهود است.
در حالي که بعضي از کشورهاي اروپايي نظير ايتاليا و اسپانيا اعمال مقررات حرفهاي تنها محدود به تيمهاي شرکت کننده در مسابقات يوفا کردهاند، مجبور کردن تمام تيمهاي حاضر در ليگ برتر ايران به اخذ مجوز حرفهاي ميتواند يک گام به جلو تلقي شود، اما مسئله مهم اين است که در مرحله اجرا فدراسيون تا چه اندازه به اين مقررات تصويب شده پايبند است. چنانچه در هنگام راهاندازي ليگ برتر تمام باشگاهها ملزم به داشتن استاديوم اختصاصي شده بودند و مهلتي 3 ساله به آنها داده شده بود تا در طي اين مدت مبادرت به ساخت استاديوم کنند.
ايراد بزرگ در حال حاضر A نبودن استاديومهاي معرفي شده به AFC است. در حالي که در ايران فقط 3 استاديوم آزادي، ورزشگاه ذوبآهن اصفهان و شهيد باهنر کرمان داراي رده A- تا سال گذشته بودند، با تلاش بسيار استاديومهاي يادگار امام قم و تبريز و استاديوم انقلاب کرج از نظر AFC درجه -A شناخته شدند و در نهايت توانستيم در امتياز استاديومها با کره جنوبي برابري کنيم اما با ژاپن، عربستان، امارات و قطر هنوز فاصله بعيدي داريم.
اشاره به استاديومهاي درجه A در آسيا ميتواند معيار مهمي در خصوص تعيين جايگاه فعلي ايران در آسيا باشد:
1- ژاپن 20 استاديوم که 9 استاديوم A+ و 11 استاديوم A - هستند.
2- کره 7 استاديوم که 1 استاديوم A+، دو استاديوم A و مابقي A- هستند.
3- قطر 7 استاديوم A که تنها يکي از آنها A بوده و مابقي A – هستند.
4- عربستان داراي يک استاديوم A+، يک استاديوم A و مابقي A- هستند.
5- امارات داراي 11 استاديوم A- است.
6- تايلند داراي 5 استاديوم A- است.
7- چين داراي يک استاديوم A و چهار استاديوم A- است.
8- استراليا داراي 5 استاديوم A و دو استاديوم A- است.
9- ازبکستان داراي 2 استاديوم A و 4 استاديوم A- است.
10- اندونزي داراي 3 استاديوم A است.
به نظر ميرسد که اگر اقدامي عاجل در خصوص برطرف کردن ايرادهاي جزئي در وضعيت استاديومهاي ايران صورت نپذيرد، با در نظر گرفتن امکان حضور تيمهايي از هند و اردن در آينده نزديک در ليگ قهرمانان آسيا، سهميه ايران در سال آينده کاهش يابد و تکميل بودن مدارک نتواند ضعف استاديوم هاي ايران را جبران کند.
براي برطرف کردن معايب جزئي شايد براي کل استاديومها حداکثر 2 الي 3 ميليارد تومان هزينه انجام شود تمام استاديومها به درجه A يا –A تبديل ميشوند که در زير معايب قابل ذکر هر استاديوم ذکر شده است:
1- استاديوم غدير اهواز نداشتن اسکوربرد
2- استاديوم تختي تهران نداشتن اسکوربرد و تقويت نور استاديوم
3- رساندن نور استاديوم هاي راهآهن (اکباتان)، دستگردي، شهيد عضدي، تختي انزلي به 1200 لوکس
4- استاديوم هرمزگان نداشتن جايگاه خبرنگاران صدا و سيما که با توجه به ضيق وقت تا آخر امسال وقت براي برطرف کردن معايب فوق است که ميطلبد وزارت ورزش و جوانان و ادارات تربيت بدني استانها و استانداران، مديران باشگاهها تلاش مضاعف را به کار گيرند که اين عيوب جزئي نيز برطرف و ايران بتواند امتيازات کامل استاديومها را گرفته و در نتيجه سهميه کامل را دوباره کسب کند.
در اين رابطه ارباب جرايد و رسانه هم ميتوانند با پيگيري جدي و انعکاس دائمي مطالب از وزارت ورزش و جوانان، فدراسيون فوتبال، سازمان ليگ برتر، اتحاديه فوتبال باشگاهها و باشگاه هاي ليگ برتر در رابطه برطرف شدن اين مشکلات تلاش کنند.
کسب 3 سهميه مستقيم و يک سهميه در مرحله دوم حذفي ليگ قهرمانان آسيا و رسيدن به امتياز 813.5 در مقايسه با عملکرد سال گذشته ليگ برتر ايران و فدراسيون فوتبال در شرايط عادي و با داوري منصفانه ميتواند يک موفقيت بزرگ تلقي شود.
در حالي که در اولين سال امتياز بندي ليگ قهرمانان آسيا در سال 2009، ليگ ايران موفق شد از سقف 500 امتياز ممکن به 340 امتياز يعني 68 درصد امتيازات ممکن و 4 سهميه دست يابد، در سال 2010 از سقف 800 امتياز به 598 امتياز که حدود 74 درصد امتيازات است رسيد که باز 4 سهميه را به باشگاههاي ايران اختصاص داد اما در سال گذشته با توجه به ايرادات وارده به مدارک و اسناد ارائه شده به AFC در دو بخش رسانهها و باشگاهها، امتياز ايران به 593 کاهش يافت که اين کاهش امتياز نسبت به سال قبل با اعمال مجازات نيز روبرو شده و تنها سهميه 2+2 را به ايران ارزاني داشت که جايگاه ايران را به رتبه هشتم آسيا تنزل داد که به نوعي عقبگردي محسوس تلقي ميشد.
فدراسيون فوتبال در اوج درگيريهاي دروني و بيروني خود با بهرهگيري از دانش و تجربه اتحاديه فوتبال که در تدوين مقررات حرفهاي سازي نقشي اساسي ايفا کرده بود و 14 باشگاه ليگ برتري در خصوص حرفهاي سازي و تهيه مدارک و مستندات با اتحاديه همکاري داشتند، کوشيد که با تلاشي جمعي از سقوط بيشتر جايگاه ايران جلوگيري کند.
با بررسي آمار ارائه شده از سوي AFC که در زير بيان ميشود ميتوان گفت که در اين راه نيز موفق بوده و پيشي گرفتن از امارات، ازبکستان و چين و رسيدن به رتبه پنجم آسيا و کسب 81.3 درصد امتيازات ممکن، با هر معياري يک موفقيت بزرگ است که در هياهوي معمول فوتبال ما گم شده و ارزش واقعي آن آشکار نشده است.
از نکات جالب توجه اين آمار ، از يک سو پيشي گرفتن ايران از کشورهاي امارات، چين و ازبکستان و نزديک شدن به قطر و عربستان است که ميتواند اميدوار کننده باشد و از سويي فاصله بعيدي است که با کشورهاي ژاپن و کره جنوبي ايجاد شده که رسيدن به سطح اول فوتبال آسيا در آينده نزديک را غير ممکن ميسازد. از طرفي براي اولين بار ايران توانسته مدارک خود را کامل و بدون نقص به AFC ارائه کند، امري که با توجه به سهلانگاريهاي رايج در باشگاههاي ايران که حتي به 3 اخطاره بودن بازيکنان خود توجه نميکنند نيز تا حد زيادي موجب خوشحالي است.
بايد در نظر داشت که هر گونه ايراد در مدارک موجب 30 نمره جريمه و کسر امتياز شده و تعداد ايرادات کشورهايي مانند استراليا، ويتنام، هند و اردن قابل توجه است.
در ارزيابي فدراسيون فوتبال در موضوع حرفهاي سازي بايد اذعان داشت که سازمان ليگ برتر و به تبع آن فدراسيون فوتبال به بهترين نحو ممکن عمل کرده و تمام قوانين و مقررات را قبل از مهلت تعيين شده از سوي AFC در ارديبهشت ماه 1390 جهت تصويب آماده کرده بودند و بدين ترتيب ايران جزء 8 کشور آسيايي بود که توانست به موقع مدارک خود را تحويل دهد کاري که کره جنوبي و چين با يک سال تاخير توانستند انجام دهند و کشورهايي مانند کويت، عراق و بحرين تاکنون نتوانستهاند. اين مقررات با کمترين ايراد ممکن به تصويب نهايي AFC رسيد و حجم کار انجام شده بسيار وسيع بود.
سازمان ليگ با اتخاذ تصميمي مهم که ميتواند تأثير بسيار مهمي بر آينده فوتبال ايران داشته باشد اعمال مقررات حرفهاي را به تمام تيمهاي ليگ برتر تعميم داد هر چند که ميتوانست آن را تنها محدود به تيمهاي شرکت کننده در مسابقات ليگ قهرماني آسيا کند. اگر به تيمهاي ايراني شرکت کننده در مسابقههاي آسيايي دقت کنيم درمييابيم که لازمه حضور در اين مسابقات رسيدن به حداقل معيارهاي لازم در امر سازماندهي است که به نوعي باعث ارتقاي سطح کيفي باشگاه خواهد شد، امري که در دو باشگاه اصفهاني سپاهان و ذوبآهن به خوبي مشهود است.
در حالي که بعضي از کشورهاي اروپايي نظير ايتاليا و اسپانيا اعمال مقررات حرفهاي تنها محدود به تيمهاي شرکت کننده در مسابقات يوفا کردهاند، مجبور کردن تمام تيمهاي حاضر در ليگ برتر ايران به اخذ مجوز حرفهاي ميتواند يک گام به جلو تلقي شود، اما مسئله مهم اين است که در مرحله اجرا فدراسيون تا چه اندازه به اين مقررات تصويب شده پايبند است. چنانچه در هنگام راهاندازي ليگ برتر تمام باشگاهها ملزم به داشتن استاديوم اختصاصي شده بودند و مهلتي 3 ساله به آنها داده شده بود تا در طي اين مدت مبادرت به ساخت استاديوم کنند.
ايراد بزرگ در حال حاضر A نبودن استاديومهاي معرفي شده به AFC است. در حالي که در ايران فقط 3 استاديوم آزادي، ورزشگاه ذوبآهن اصفهان و شهيد باهنر کرمان داراي رده A- تا سال گذشته بودند، با تلاش بسيار استاديومهاي يادگار امام قم و تبريز و استاديوم انقلاب کرج از نظر AFC درجه -A شناخته شدند و در نهايت توانستيم در امتياز استاديومها با کره جنوبي برابري کنيم اما با ژاپن، عربستان، امارات و قطر هنوز فاصله بعيدي داريم.
اشاره به استاديومهاي درجه A در آسيا ميتواند معيار مهمي در خصوص تعيين جايگاه فعلي ايران در آسيا باشد:
1- ژاپن 20 استاديوم که 9 استاديوم A+ و 11 استاديوم A - هستند.
2- کره 7 استاديوم که 1 استاديوم A+، دو استاديوم A و مابقي A- هستند.
3- قطر 7 استاديوم A که تنها يکي از آنها A بوده و مابقي A – هستند.
4- عربستان داراي يک استاديوم A+، يک استاديوم A و مابقي A- هستند.
5- امارات داراي 11 استاديوم A- است.
6- تايلند داراي 5 استاديوم A- است.
7- چين داراي يک استاديوم A و چهار استاديوم A- است.
8- استراليا داراي 5 استاديوم A و دو استاديوم A- است.
9- ازبکستان داراي 2 استاديوم A و 4 استاديوم A- است.
10- اندونزي داراي 3 استاديوم A است.
به نظر ميرسد که اگر اقدامي عاجل در خصوص برطرف کردن ايرادهاي جزئي در وضعيت استاديومهاي ايران صورت نپذيرد، با در نظر گرفتن امکان حضور تيمهايي از هند و اردن در آينده نزديک در ليگ قهرمانان آسيا، سهميه ايران در سال آينده کاهش يابد و تکميل بودن مدارک نتواند ضعف استاديوم هاي ايران را جبران کند.
براي برطرف کردن معايب جزئي شايد براي کل استاديومها حداکثر 2 الي 3 ميليارد تومان هزينه انجام شود تمام استاديومها به درجه A يا –A تبديل ميشوند که در زير معايب قابل ذکر هر استاديوم ذکر شده است:
1- استاديوم غدير اهواز نداشتن اسکوربرد
2- استاديوم تختي تهران نداشتن اسکوربرد و تقويت نور استاديوم
3- رساندن نور استاديوم هاي راهآهن (اکباتان)، دستگردي، شهيد عضدي، تختي انزلي به 1200 لوکس
4- استاديوم هرمزگان نداشتن جايگاه خبرنگاران صدا و سيما که با توجه به ضيق وقت تا آخر امسال وقت براي برطرف کردن معايب فوق است که ميطلبد وزارت ورزش و جوانان و ادارات تربيت بدني استانها و استانداران، مديران باشگاهها تلاش مضاعف را به کار گيرند که اين عيوب جزئي نيز برطرف و ايران بتواند امتيازات کامل استاديومها را گرفته و در نتيجه سهميه کامل را دوباره کسب کند.
در اين رابطه ارباب جرايد و رسانه هم ميتوانند با پيگيري جدي و انعکاس دائمي مطالب از وزارت ورزش و جوانان، فدراسيون فوتبال، سازمان ليگ برتر، اتحاديه فوتبال باشگاهها و باشگاه هاي ليگ برتر در رابطه برطرف شدن اين مشکلات تلاش کنند.
نظرات شما عزیزان:
.: Weblog Themes By Pichak :.